تبليغاتX

عــاشــق ابــــــــــــــرو

دل تنگ ابــرو

 

سلام توتول توتولی که میگفتم دیگه رفت  برام  اصلا مهم نیست که رفته فقط  میخوام بگم دیگه فقط  تنهایی رو قبول دارم دیگه هرچی شعر مینویسم تو این وبلاگ مخصوص ابرو هست و بجز ابرو کسی در قلب من جایی ندارد.

 

توتول هم رفت خدا به همراش اما ... بگذریم اینا رو مینویسم برای او.

«آخرين نفس»

ديگه روي شونه هاي من

جايي نمونده واسه تو  

همين الان مي خواهم بگم

از جلوي چشام برو 

بذار که ديگه تنها باشم

تو سرزمين بي کسي

ديگه نمي خوام که بگم

براي من مقدسي

فردا اگر از راه نمي آمد

من تا ابد کنار تو مي ماندم

من تا ابد ترانه هاي عشقم را

در آفتاب عشق تو مي خواندم

در پشت شيشه هاي اطاق تو

آن شب آن شب

نگاه سرد و سياهي داشت

دالان ديدگان تو در ظلمت

گويي گويي

به عمق روح تو راهي داشت

رنگ چشاي روشن عشق

مثل ستاره روشن

اين دل بي قرار من واسه نگاهت مي تپه

اما ديگه نمي تونم

يه لحظه اينجا بمونم

مي خام که تا آخرين نفس

شعرهاي غمگين بخونم.

شعرهاي غمگين بخونم.

بی وفا

 

کسی را در زندگیم راه نمی دهم

 

به تو هم دیگر یک لحظه فکر نخواهم کرد

حالا که رفتی برو دیگه نمی خوام تورو
 

+نوشته شده در 87/07/28ساعت4:5 بعد از ظهرتوسط ابـــی تـــــــو پــل | |